گاه نوشتهای یک مخلوق

آخرین یادداشت ها
یادمان باشد
تنهایی
مرحم
ناله دل
در پی راهی شدنم،
شور و شرر
فراق
ماه
باغبان
سلام
خدایا کاری کن!
ای دریا قطره از برای چه؟
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
غفلت
شبی بارانی
آرشیو
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
شهریور 1387
آبان 1387
اردیبهشت 1388
موضوعات
لینک های روزانه
اهداء عضو پس از مرگ
بعد از مرگ ممکن است بتوانیم در بدنی دیگر زندگی بیافرینیم
لینک دوستان
در "حضور"
ونوس
دل نوشته های شمیم
ما لایق بهشت اوییم
دفتر انشاء من
تبادل نظر پیرامون نرم افزارها
جمعی از دوستان هنری چالوس ونوشهر
لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
گاه نوشتهای یک مخلوق
جستجو در وبلاگ

امکانات
تعداد بازدیدکنندگان
7156

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یادمان باشد

یادمان باشد که هرگاه تنها شدیم  

هرگاه در سختی ها گرفتار آمدیم 

هرگاه همه درها را بسته دیدیم 

 آنقدر خداوند مارا دوست دارد  

که همه ی گزینه هارا برای ما حذف کرده تا دست به دامن او شویم و آنگاه است که باید بگوییم وای بر ما اگر این  سختی های دنیایی نبود. 

یا حق

9:24 PM | ارغنون | نظرات [2]

تنهایی

 در تنهایی و خنده های پوچ اسیرم  

در فکر فرار از این شب ضمیرم  

در خلوت خود کنار جمع بنشسته  

خاموش ولی لباب از نفیرم  

در سر ره بی نهایتم هست  

کو تاب و توان و هم طریقم 

 در راه هزار دام نهفته 

 بی عشق کجا روم اسیرم 

 در حسرت عشق من دلم سوخت 

 خون شد دلم و غمین ترینم 

 سر بر در میکده نهادم 

 دیدم که به عشق کمترینم  

ارقنون در طلب عشق بسوخت 

 یارب بپذیر ارچه حقیرم

8:03 PM | ارغنون | نظرات [3]

مرحم

کو خدایا مرحمی بر این دلم 

حال زاری دارم و غم منزلم 

عید نوروزم به تقویمم رسید  

در شب یلدا نشستست این دلم 

شور عیدی؛ ذوق مهمانی کجاست؟ 

دود سیگار است عود محملم 

بر که نفرین من زنم زین حال زار 

مرده است این ماهی تنگ دلم 

سبزه عیدم زبی حالی خمید 

بس که بی آبی کشیدست این دلم 

سکه دل در ًٌپس زنگارهاست 

سرکه ی انگور هم ؛خوش همی سوزاندم 

در تب و تاب و فغان و بیقرار  

همچو اسپند در آتش این دل 

ای خدا رحمی بکن بر ارقنون  

تا که تاب آرد دل شوریده ام

11:16 AM | ارغنون | نظرات [2]

ناله دل

شور و شرر در سرم، در پی تطهیر شد

عاقبت این مهملم در پی تکفیر شد

دست دعا برده ام بر در محبوب خود

ناله دل در پیش شیون شبگیر شد

می نگرم در رخش، در قد و بالای او

در پی آن حیبتش، لرزه بر اندام شد

می نگرم بر خودم، بر بنه و پیکرم

از خجلت بر جبین، شرم سرازیر شد

پاکی آن مهجبین، زاری این قد خمین

شعله عشق بر زمین، نور در افلاک شد

مرغ هوا من شدم از حسرت روی تو

هدهد من گم شده، وای که هیهات شد

میکشم از هر طرف بال در این آسمان

طائر دل در رهت گمره این نور شد

گر نکنی تو نظر بر من بی همسفر

کوی تو و ارقنون؟ وای که اوهام شد

8:42 PM | ارغنون | نظرات [5]

در پی راهی شدنم،
Image and video hosting by TinyPic
باز هم در سدد آمدنم
از خود به خودم ،در پی راهی شدنم
از خدا در طلب چشمی بینا
در ره منزل خود ،در پی ساقی تنم
ساقی ار مست کند چشم جهان بین مرا
بی شکی، منظر حق را بود هر جا وطنم
گر چه از نامه خود ،چشم به چپ میدارم
چشم بر درگه مهر ،میکند امیدوارم
ای خدا دستم تو بگیر ار نه چه سود
اگرم چشم به خلق تو نگه من دارم
گاهی از فکرت خود راه به بیراهه برم
گیر از من ره این عقل و بنه تا بروم
بنما رایت و آیت خود را تو به من
تا ببندم دهن عقلو به ره حق بروم
ارقنون را تو بگفتی که سیاه است ،صراط
آفرین بر تو ،بدان در پی راهی شدنم
10:15 PM | ارغنون | نظرات [3]

شور و شرر
شور و شرر در سرم،در پی تطحیر شد
عاقبت این مهملم ،در پی تکفیر شد
دست دعا برده ام بر در محبوب خود
ناله ی دل در پیش،شیون شبگیر شد
می نگرم در رخش،در قدو بالای او
در پی آن هیبتش،لرزه بر اندام شد
(نمیدانم بیش از این هرچه کردم در سرم چیزی نیامد شاید آخر داستان همین باشد،کاش که رحمی کند..)
00:30 AM | ارغنون | نظرات [0]

فراق
Image and video hosting by TinyPic
در طلبم ،در عطشم،زین فراق
میزندم بر سر جان این فراق
یکطرفم شوق سراسر شدست
پیش میخواندم از درو ،فراق
یک طرفم فعل و گناهانم است
میکندم دور تر از دور ،فراق
در پی خورشید به هر سو روم
خیمه ایی بر سر خورشید شدست آن فراق
در به در کوچه شب های غم
در پی خورشید شدم زان فراق
کاش که خورشید طلوعی کند
تا که به زیر آورمش آن فراق
در پی معنی خودی ،ارقنون
کاش که بر عشق رسی زین فراق
5:56 PM | ارغنون | نظرات [3]

ماه
Image and video hosting by TinyPic
ماه همیشه در حلال کامل است
خود را بنگر که در کجا ایستاده ایی؟
آنرا قرصی روشن میبینی
یا در پشت آن ایستاده ایی و در تاریکی؟
چه ساده و شاید خنده دار!
وقتی قرص ماه را یافتی برای رسیدن به خورشید
دیگر راهی نمانده
همه ما به یک جا مینگریم
با این تفاوت
که هر کس در جایی ،به گونه ایی و به شکلی میبیند
و خوش به حال آنکه، میداند کجا،چگونه و چطور نگاه کند
وبدانیم همه چیز تنها یک چیز است....
12:11 PM | ارغنون | نظرات [4]


   1      2      3      4    >>

Powered by: Apadana Design.ir